جوک شماره 19 / خوابیدن در چادر در هوای سرد

جوک شماره 19 / خوابیدن در چادر در هوای سرد

ترجمه جوک شماره 19 / خوابیدن در چادر در هوای سرد

ارل و جانی با هم برای یک سفر شکار بیرون می روند. شب ها دیگر سرد است بنابراین آنها بدشان نمی آید در چادر شریک شوند. حدود ساعت 1 بامداد، ارل ناگهان از خواب بیدار می شود: "جانی، فکر می کنی چه کار می کنی؟!"

جانی: "دست هایم سرد هستند، من فقط آنها را بین آن دو بالش گرم می کردم."

ارل: "آنها بالش نیستند!"