جوک شماره 23 / وانمود کردن به خوابیدن در مترو

جوک شماره 23 / وانمود کردن به خوابیدن در مترو

ترجمه جوک شماره 23 / وانمود کردن به خوابیدن در مترو

در مترو وانمود کردم که خوابیده ام سپس پیر مردی دستش را روی شانه ام گذاشت و گفت: "من نمی خواهم بنشینم. چشم هایت را باز کن، حرام زاده."




خبرنگار با مردی مصاحبه می کند: "آقا، شما به مدت 20 سال در کنار این بزرگراه زندگی کرده اید. آیا احساس می کنید که به نحوی روی شما تاثیر گذاشته؟"

مرد: "نوووووو، نوووووو، نوووووو..."